نمايندگان مجلس شوراي اسلامي

  • Author:
    n/a
  • Send To:
    مجلس شوراي اسلامي ايران
  • Sponsored By:
    ايرانيان
  • More Info at:
نمایندگان عزیز مجلس شورای اسلامی

عصرایران ؛ جعفر محمدی - شنیدم که پس از سخنان اسفندیار رحیم مشایی که گفته بود "با هیچ ملتی حتی مردم آمریکا و اسراییل هم دشمنی نداریم"، تشکیل جلسه داده و این سخن را محکوم کرده اید و قرار است بیانیه ای هم منتشر کنید. رحیم مشایی را نیز به مجلس فراخوانده اید تا گوشش را بپیچانید که این چه حرفیست که گفته است؟! در ضمن گویا قرار است یک هیات پنج نفری از مجلس هم با رییس جمهور ملاقات کنند و درباره حرف های اخیر معاونش به او هم تذکر دهد.

این خبر از دو جهت برایم خیلی خوشحال کننده بود. خوشحالم از اینکه بالاخره یک دولتمرد هم قرار است در این مملکت به خاطر بیان اعتقاداتش، تنبیه شود. چه اشکالی دارد در پس آن هم روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشری که دادگاهی و زندانی شدند، چهار تا نماینده مجلس هم به یک عضو دولت توپ و تشر بیایند؟!
رحیم مشایی، اولین کسی نیست که به خاطر ابراز عقیده اش در این کشور بازخواست می شود و آخرین آنها هم نخواهد بود.

خوشحالی دیگرم نیز به حساسیت نمایندگان مجلس و سرعت عمل آنها مربوط می شود. نمایندگان مردم، حتی نگذاشتند دو روز هم از سخنان رحیم مشایی بگذرد و فورا تشکیل جلسه دادند، درست مثل تشکیل جلسه ژنرال ها، وقتی که خبر حمله دشمن به آنها می رسد: فوری و اضطراری!

اما چند سوال، مثل خروس های بی محل نمی گذارند از این خوشحالی لذت ببرم. سوالاتی مثل اینکه این نمایندگان محترم چرا درباره سایر مسایل تا به این اندازه غیرتی، سریع و قاطع نیستند؟

مثلا درباره کارگرانی که ماههاست حقوق شان را نگرفته و بعضی از آنها، حتی از شرم زن و بچه هایشان خودکشی هم کرده اند، چرا جلسه اضطراری تشکیل نمی دهند و کمیته ویژه برای ملاقات با رییس جمهور درست نمی کنند؟

چرا برای مرگ مشکوک دکتر زهرا بنی عامری در بازداشتگاه همدان ، غیرت نمایندگان تا به این اندازه فوران نکرد؟

چرا از کنار افتضاح دانشگاه زنجان با بی تفاوتی عبور کردند؟

چرا وقتی با چشم خود می بینند که مردم برای زدن یک باک بنزین یا گاز، ساعت ها در صف می ایستند و عذاب می کشند، یا برای خریدن شیر یارانه ای، در گرمای تابستان و سرما و برف زمستان، در صف های طویل مقابل فروشگاه ها می ایستند و اشک شان درمی آید تا دو پاکت شیر بخرند، دم برنمی آورید و به یادتان نمی افتد که نماینده همین مردم هستید؟!

چرا برنمی آشوبند که مناطق آزاد ما قرار بود محلی برای شکوفایی اقتصاد باشد و کاری که در دوبی انجام شد را در ایران عهده دار شوند ولی اینک تبدیل شده اند به دروازه هایی برای واردات؟

چرا نمایندگان مردم وقتی می شنوند که در همین جامعه خودمان برخی زنان برای سیر کردن شکم کودکانشان، تن فروشی می کنند، فریاد وامصیبتا سر نمی دهند و به یاد جلسه اضطراری نمی افتند؟

چرا وقتی می بییند که مستمندان تحت تکفل بهزیستی ماهانه 25 الی 50 هزار تومان حقوق می گیرند، جلسه تشکیل نمی دهند تا از یکدیگر بپرسند که چطور می شود در این دور و زمانه با این مبالغ ناچیز زندگی کرد؟

چرا هنگامی که مسوولان حمل و نقل شهری فریاد می زنند که برای مهر ماه که مدرسه ها باز می شوند اتوبوس کافی ندارند و از دستگاه های دولتی استمداد می کنند که اتوبوس هایشان را برای حمل مسافران شهری "قرض" دهند، نمایندگان مردم، نشست فوق العاده تشکیل نمی دهند؟

چرا در مقابل تخلفات اظهر من الشمس مسوولان، مجلسی ها مهر سکوت بر لب می زنند و نطق شان کور می شود؟

چرا برای حل مشکل بیمارانی که برای پیدا کردن داروهایشان باید به جای رفتن به داروخانه ها، سراغ دلالان را بگیرند، جلسه اضطراری نمی گذارند و برای دولت ضرب الاجل تعیین نمی کنند؟

چرا ...

آه ! چه سخت است زیستن در سرزمینی با هزاران هزار چرای بی پاسخ؟!
شاید هم پاسخ همه این چراها این باشد که از نظر نمایندگان مجلس، اینها، اساسا مشکل نیستند، حداکثر اموری هستند در حد نمک زندگی اجتماعی! و یا آنکه این مشکلات، همگی حل شده اند و تنها مشکلی که باقی مانده است حرف های رحیم مشایی است درباره دشمنی یا عدم دشمنی با مردم اسراییل که آن هم با قاطعیتی که از نمایندگان سراغ داریم، به زودی حل خواهد شد!

من به وجود نمایندگانم در مجلس افتخار می کنم و همچنان خوشحالم!

امضا: یکی از همین 70 میلیون نفر